معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

429

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

فانّهم لا يعلمون » در ساعت از حضرت عزت جلّ و علا خطاب آمد : كه اى محمّد ايشان با تو جفا مىكنند و تو ايشان را دعا مىكنى ، گفت : خداوندا تو مرا رحمت عالميان خواندى هر كه را منصب رحمت كرامت فرموده باشى نه با دوستانش خشونت بود و نه با دشمنان خصومت . فى الحال جبرئيل امين از نزد حضرت ربّ العالمين جلّ و علا اين آيه آورد « إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ » : آنگاه گفت ملك تعالى مىفرمايد : كه اگر ترا رحمت عالميان خواندم كه « ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ » خود را رحمن و رحيم خواندم كه « وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ » . خلق تو تقاضاى آن مىكند كه به اين جفا و ايذا با دشمنان خصومت نكنى من از لطف عميم و كرم جسيم خود كى پسندم كه زلّتى كه از دوستان در وجود آمده باشد با آنكه از آن هيچ مضرّت به آستانهء كبرياى من ملحق نگشته خصومت كنم و به عذاب و عقوبتشان مبتلا گردانم ؟ چهارم - ذبح اسماعيل را عظيم خواند زيرا كه آن قربان هابيل بود « 1 » به هزار و سيصد و هفتاد سال در مرغزار جنّت چريده بود و بحدّ كمال رسيده . در كتاب مناهج الطّالبين نقل از امام جعفر الصّادق مىكند ( رضى اللّه تعالى عنه ) كه چون حقّ تعالى ابراهيم را از ذبح اسماعيل بازداشت ابراهيم متأمّل شد كه آيا حكمت در منع چه بود مبادا تقصيرى در اطاعت فرمان پديد آمده باشد ؟ حقّ تعالى وحى فرستاد كه من اسماعيل را به جهت آن از قربان كردن صيانت كردم كه حامل نور خاتم‌الانبيا است و در آن حال حجاب برداشت و مراتب و درجات و منازل محمّد عليه الصّلاة و السّلام و آل او حسين بن على ( ص ) رضى اللّه تعالى عنهم را بديد و درجات او مشاهده كرد . گفت بار خدايا در ميان آن آل محمّد عليه الصّلاة و السّلام اين مراتب و درجات

--> ( 1 ) - الف : سه هزار و سيصد و هفتاد سال .